آناتومی سوراخ مونرو
خلاصه مقاله
سوراخ بین بطنی که به آن سوراخ مونرو نیز گفته می شود، جزء ضروری سیستم بطنی است که بطن سوم را به بطن جانبی متصل می کند. این سوراخ های جفت شده تبادل مایع مغزی نخاعی بین بطن های جانبی و بطن سوم را تسهیل می کند. هنگامی که این سوراخ ها مسدود یا از بین می روند، منجر به هیدروسفالی انسدادی غیر ارتباطی می شود.
#با_مقاله_درس_بخوانیم
#Foramen_of_monro_anatomy_and_importance
🔵 سوراخ بین بطنی که به آن سوراخ مونرو نیز گفته می شود، جزء ضروری سیستم بطنی است که بطن سوم را به بطن جانبی متصل می کند.
🔵 این سوراخ های جفت شده تبادل مایع مغزی نخاعی بین بطن های جانبی و بطن سوم را تسهیل می کند. هنگامی که این سوراخ ها مسدود یا از بین می روند، منجر به هیدروسفالی انسدادی غیر ارتباطی می شود.
🔵 آناتومی
🔰 سوراخ مونرو در پشت ستون و بدن فورنیکس و جلوی تالاموس، بین سقف و دیواره قدامی بطن سوم قرار دارد.
🔰 هر سوراخ شامل چندین ساختار است که از آن عبور می کند، از جمله choroid plexus، شاخه های انتهایی شریان های choroidal خلفی داخلی و سیاهرگ هایی مانند thalamostriate ، ورید choroidal فوقانی و سپتال.
🔰 در مواردی که بطن ها کوچک هستند، فورامن به صورت یک هلال کوچک با فرورفتگی قدامی مقعر ناشی از فورنیکس ظاهر می شود. برعکس، اگر بطن ها بزرگ باشند، فورامن شکل مقطع دایره ای تری به خود می گیرد.
🔵 تاریخچه
🔰 سوراخ مونرو ساختاری است که به افتخار پزشک اسکاتلندی الکساندر مونرو (1733-1817) نامگذاری شده است که اولین بار در سال 1783 آن را توصیف کرد. با این حال، توجه به این نکته مهم است که توضیحات قبلی از ارتباطات درون سوراخ (the communications within the foramen) به جالینوس باز می گردد.
🔰 شایان ذکر است که فردی که اولین بار این ساختار را توصیف کرد، الکساندر مونرو سکوندوس است، که نباید با پدر یا پسرش اشتباه گرفت، که آنها نیز الکساندر مونرو (به ترتیب پریموس و ترتیوس) نام داشتند و همگی کرسی آناتومی را در دانشگاه ادینبورگ داشتند.
🔵 پاتولوژی
🔰 سوراخ مونرو یک گذرگاه حیاتی است که در صورت انسداد می تواند باعث هیدروسفالی انسدادی (غیر ارتباطی) شود. تنگی می تواند در اثر طیفی از عوامل مانند علل عفونی (TORCH)، آترزی مادرزادی، ناهنجاری های عروقی و نئوپلاسم ها ایجاد شود.
1- کیست های کلوئیدی:
🛑 توده های رایج در سوراخ مونرو.
🛑 بروز: 0.2-2% تومورهای داخل جمجمه.
🛑 در 90 درصد بدون علامت است اما می تواند باعث هیدروسفالی شود.
🛑 بزرگ شدن سریع همراه با علائم شدید.
2- تومور سلول غول پیکر ساب اپاندیمی (Subependymal giant cell tumor (SGCT)) مرتبط با TSC:
🛑 شایع ترین ضایعه کودکان.
🛑 در 20 درصد از بیماران مبتلا به کمپلکس توبروس اسکلروزیس (TSC) یافت می شود.
🛑 تومورSGCT یک آستروسیتوم با درجه پایین (گرید یک طبقه بندی سازمان جهانی بهداشت) است.
🛑 لوبوله شده، توده های enhancing که به داخل بطن های جانبی یا سوم گسترش می یابند.
3- ساب اپندیموما:
🛑 تومور نادر با رشد آهسته.
🛑 معمولا در بطن چهارم رخ می دهد.
🛑 فورامن مونرو را بیشتر درگیر می کند.
🛑 به صورت یک ضایعه کوچک و کاملاً مشخص با حداقل enhancement ظاهر می شود.
🔵 درمان
1- نورواندوسکوپی:
🛑 تکنیک کم تهاجمی مناسب برای انسدادهای غشایی یک طرفه.
🛑 روشهای فنستراسیون متناسب با نوع خاصی از غشاء، که به دنبال باز شدن هدفمند است.
🛑 تجسم آندوسکوپی مستقیم و تکنیک دقیق برای جلوگیری از آسیب وریدهای تالاموستریات بسیار مهم است.
🛑 عوارض بالقوه شامل نقص حافظه و همی پارزی علیرغم حداقل تهاجم است.
🛑 آسیب ناخواسته فورنیکس در حین جراحی می تواند منجر به فراموشی انتروگراد پایدار شود.
2- کرانیوتومی باز:
🛑 دسترسی جایگزین را برای تومورهای سوراخ مونرو و شاخ فرونتال را درگیر می کند ارائه می دهد.
🛑 رویکردهای ترانس کورتیکال و ترانس کالوسال هر دو corridors های جراحی را برای دسترسی به منطقه مورد نظر فراهم می کند.
🛑 موفقیت در برداشتن تومور با استفاده از این تکنیک های جراحی باز گزارش شده است.
🛑 هر دو رویکرد دارای خطرات عوارضی مانند تشنج، ضعف، اختلال عملکرد حافظه و سندرم های disconnection syndromes هستند.
🔵 ملاحظات:
🛑 انتخاب روش درمانی بهینه برای انسداد فورامن مونرو، نیاز به تجزیه و تحلیل مورد به مورد دارد و باید مزایای تکنیکهای کم تهاجمی را در مقابل احتمال بروز عوارض ارزیابی کرد.
🔺منبع
🔺 منبع
📝ارائه دهنده: دکتر محمدسینا میرجانی
📝ادیتور: دکتر مهدی مهماندوست
✨شکوه دنیای اعصاب در انجمن علمی دانشجویی جراحی اعصاب
با ما همراه باشید.✨
🆔English:@NeurosurgeryAssociation
🆔Persian:@Neurosurgery_Association
مقالات مرتبط
ساب دورال هماتوما
پاتولوژی رایج در جراحی مغز و اعصاب است که اغلب با عوارض و مرگ و میر قابل توجهی همراه است و گاهی اوقات برای تخلیه نیاز به عمل جراحی دارد.و از علایم ان می توان به ،افت فشار خون داخل جمجمه، آتروفی مغزی، یا ناهنجاری عروق مغزی پاره شده (آنوریسم، ناهنجاری شریانی وریدی،) اشاره کرد
الیگودندروگلیوما
الیگودندروگلیوما، جزو تومورهای اولیه نورواپیتلیال سیستم عصبی مرکزی است.منشاء الیگودندروگلیوما، الیگودندروسیت ها، نوعی از سلول های گلیال مغز است. براساس کرایتریای WHO برای طبقه بندی تومورهای CNS، به 2 نوع، الیگودندروگلیومای درجه 2 و الیگودندروگلیومای درجه 3(اناپلاستیک) تقسیم میشوند.نسبت بروز آن در مردان به زنان، از 1.1 تا 2 متغییر است. به لحاظ هیستوپاتولوژیک در الیگودندروگلیوما، صفحه هایی از هسته های گرد ایزومورفیک به همراه سیتوپلاسم شفاف دیده میشود که با نام کلاسیک"تخم مرغ سرخ شده شناخته میشود. اجسام پساوما و کلسیفیکاسیون های منتشر در تومور وجود دارند.در الیگودنروگلیومای درجه 3، آتیپی هسته ای و نکروز، پرولیفراسیون میکروواسکولار، دانسیته ی بالای سلولی، اشکالی میتوز سلولی نیز دیده میشود.سی تی اسکن بدون کنتراست(NECT) برای ارزیابی علائم غیر اختصاصی سیستم عصبی مرکزی است.الیگودندروگلیوما در CT scan بصورت توده ی حاشیه اMRI وسعت تومور و ماهیت ارتشاحی آن را نشان دهد. در توالی T2 ، بصورت Hypointense و در توالی T1 بصورت، Hyperintense دیده می شود. تقویت شدن تومور با کنتراست اغلب در MRI بصورت هموژن یا Patchy و Ring enhancement نشان دهنده ی تهاجمی بودن تومور و پروگنوز بد آن است.ی هایپودنس یا ایزودنس در کورتکس و ماده ی سفید ساب کورتیکال دیده میشود.تشخیص براساس علائم بالینی، تصویربرداری، ارزیابی هیستوپاتولوژی و مارکر های ژنتیکی IDH1 و IDH2 است. تشخیص های افتراقی الیگوندروگلیوما شامل آستروسیتومای منتشر، گلیوبلاستوما، تومور های نورواپیتلیال دیس امبریوپلاستیک، گانگلیوما و تومورهای مولتی ندولار و واکوئل کننده ی نورونی است. علائم آن غیراختصاصی اند. شایع ترین علامت بالینی ان، تشنج پارشیال ساده یا کمپلکس یا جنرالیزه رخ میدهد.سردرد، تغیییر وضعیت ذهنی، سرگیجه، تهوع، شکایت بینایی و ضعف نورولوژیک فوکال از علائم دیگر است.بطور کلی هر فرد با تشنج جدید یا نقص عصبی فوکال باید تحت تصویربرداری CNS قرار گیرد. درمان الیگودندروگلیوما چندعاملی است و شامل روش های جراحی، شیمی درمانی و رادیوتراپی است. برداشت کامل تومور اولین انتخاب برای درمان اولیه ی الیگودندروگلیوما است و بیوپسی،برای افزایش Survival و تائید تشخیص تومور و نوع آن بکار می رود. تعیین نوع روش جراحی با توجه به محل تومور، بیماری های زمینه ای بستگی دارد. ادامه ی درمان بیمار براساس پروگنوز وی تعیین میشود: در صورت سن کمتر از 40 سال، الیگودندروگلیومای درجه 2 و یا عدم وجود اختلالات نورولوژیک در بیمار، ادامه ی درمان بصورت انتظاری یا رادیوتراپی و کموتراپی با تموزولوماید انجام میشود. ولی در صورت سن بالای 40 سال، الیگودندروگلیومای درجه 3، وجود اختلالات نورولوژیک و یا وجود باقی مانده ی تومور در CNS، ادامه ی درمان رادیوتراپی و کموتراپی با تموزولوماید است.