انجمن علمی جراحی مغز و اعصاب

بیماری پرولاکتینوما

05 مرداد 1403
زمان مطالعه: 2 دقیقه
269 بازدید
بیماری پرولاکتینوما

خلاصه مقاله

معرفی: پرولاکتینوما شایع ترین شکل تومور نورواندوکرین هیپوفیز (PitNET) است که تقریباً نیمی از این تومورها را تشکیل می دهد. آگونیست های دوپامین (DAs) به طور سنتی درمان اولیه برای اکثر پرولاکتینوم ها بوده و جراحی در مرحله  بعدی در نظر گرفته می شود.

#با_مقاله_درس_بخوانیم
#پرولاکتینوما

🔰معرفی: پرولاکتینوما شایع ترین شکل تومور نورواندوکرین هیپوفیز (PitNET) است که تقریباً نیمی از این تومورها را تشکیل می دهد. آگونیست های دوپامین (DAs) به طور سنتی درمان اولیه برای اکثر پرولاکتینوم ها بوده و جراحی در مرحله  بعدی در نظر گرفته می شود.

🔰هدف : بررسی مدیریت تاریخی و مدرن پرولاکتینوما از جمله درمان با آگونیست های دوپامین، جراحی ترانس اسفنوئیدال، و درمان چند وجهی برای درمان پرولاکتینومای تهاجمی و تومور نورواندوکرین هیپوفیزهای متاستاتیک، با تاکید بر اثربخشی، ایمنی، و جهت گیری های آینده روش های درمانی فعلی است.

🔰مدیریت: آگونیست های دوپامین از دهه 1970، در ابتدا با بروموکریپتین و اخیراً با کابرگولین، پایه اصلی مدیریت پرولاکتینوما بودند. کابرگولین در 85 درصد بیماران پرولاکتین را عادی می کند و تا 80 درصد باعث کوچک شدن تومور می شود. برداشتن جراحی اولیه میکروپرولاکتینوم ها و ماکروپرولاکتینومای محصور که توسط جراحان مغز و اعصاب هیپوفیز با تجربه انجام می شود، نرخ بهبودی مشابهی با کابرگولین دارند. پرولاکتینومای تهاجمی و تومور نورواندوکرین هیپوفیزهای متاستاتیک باید درمان چندوجهی شامل کابرگولین با دوز بالا، جراحی، پرتودرمانی (ترجیحاً با استفاده از رادیوسرجری استریوتاکتیک در صورت لزوم) و تموزولوماید دریافت کنند. آگونیست های دوپامین یک روش درمانی قابل اعتماد برای اکثر پرولاکتینوم ها باقی می مانند.

🔰تاثیر بر جراحی هیپوفیز آینده: درمان DA، به ویژه بروموکریپتین، ممکن است باعث ایجاد فیبروز در پرولاکتینوما شود. این به عنوان عاملی در عدم بهبودی در برخی از مطالعات جراحی برجسته شده است. این اثر در بیماران تحت درمان با کابرگولین بسیار کمتر است، و مطالعات دیگر تأثیر منفی استفاده از DA قبل از جراحی را بر بهبودی پس از عمل پیدا نکرده اند. با این حال، یک متاآنالیز در سال 2021، تأثیر منفی قابل توجهی از قبل از درمان DA را نشان داد.

🔰رینوره مایع مغزی نخاعی: ماکروپرولاکتینومای بزرگ و تهاجمی می تواند به قاعده جمجمه حمله کند و آن را فرسایش دهد و توده تومور اساساً نقص را مسدود می کند. نشت مایع مغزی نخاعی (CSF) ممکن است با ایجاد رینوره رخ دهد که به نوبه خود منجر به خطر عمده عفونت جدی (مننژیت، آنسفالیت) و پنومونسفالی می شود. بروز رینوره CSF در بیماران ماکروپرولاکتینوما در 7/8 درصد موارد گزارش شده است. در این مطالعه، 30٪ موارد خود به خودی بودند، و 70٪ توسط آگونیست های دوپامین که باعث کاهش اندازه "پلاگ" می شدند، القا شدند. وقوع رینوره CSF مرتبط با DA نیاز به ترمیم جراحی این نقص در تقریباً 90 درصد موارد دار.

🔰نتیجه گیری: پرولاکتینوم ها از نظر بیولوژیکی تومورهای متنوعی هستند که از میکروآدنوم های کوچک غیرفعال تا ماکروآدنوم های بزرگ و مهاجم و در موارد نادر سرطان های متاستاتیک تهاجمی را شامل می شود.  آنها حساس ترین تومور نورواندوکرین هیپوفیز برای درمان پزشکی هستند و درمان با آگونیست دوپامین کابرگولین یک روش بسیار مناسب و قابل اعتماد برای اکثر بیماران باقی مانده است. پیشرفت‌ها در جراحی هیپوفیز اکنون به مرحله‌ای رسیده است که این یک گزینه درمانی خط اول معتبر برای بیماران مبتلا به میکروآدنوم، ماکروآدنوم‌های غیرتهاجمی و زنانی است که به دنبال بارداری هستند، با این نکته که جراحی توسط جراح مغز و اعصاب هیپوفیز با حجم بالا انجام می‌شود. جراحی برای افراد مبتلا به مقاومت آگونیست های دوپامین یا عدم تحمل آگونیست های دوپامین مناسب است. درمان چند وجهی برای بیماران مبتلا به پرولاکتینومای تهاجمی و تومور نورواندوکرین هیپوفیزهای متاستاتیک مورد نیاز است، که بر اهمیت مدیریت تومورهای هیپوفیز از طریق یک تیم چند رشته ای تاکید دارد.

📚 منبع

پدیدآورنده: دکتر مهرشاد مهردادیان

✨شکوه دنیای اعصاب در انجمن علمی دانشجویی جراحی اعصاب
با ما همراه باشید.✨

🆔English:@NeurosurgeryAssociation
🆔Persian:@Neurosurgery_Association

مقالات مرتبط

19 تیر 1402
2 دقیقه

تومورهای تالاموسی

تومورهای تالاموس نادر هستند و تقریباً 5 درصد از کل تومورهای مغزی را تشکیل می دهند. در همه گروه های سنی رخ می دهد اما در کودکان شایع تر است. پیشرفت‌ها در روش‌های تصویربرداری و تکنیک‌های میکروسرجری، رویکردهای هدفمند جمجمه‌ای را ایجاد کرده است که عوارض جراحی را به حداقل می‌رساند و میزان ایمن برداشتن ضایعه را به حداکثر می‌رساند. با ادامه پیشرفت تکنیک‌های جراحی میکروسکوپی، رویکردهای جراحی مؤثرتری برای تومورهای تالاموس قابل دستیابی است. علائم و نشانه‌ها مربوط به افزایش فشار داخل جمجمه (به عنوان مثال، سردرد پیشانی، بی حالی و استفراغ) و علائم ادم پاپی می شود. قسمت داخلی هر تالاموس مرزهای جانبی بطن سوم را تشکیل می دهد. اختلال در هسته های خاص (specific nuclei) می تواند یافته های ویژه‌ای را استخراج کند: هسته های Reticular و intralaminar - هسته های حسی - هسته های Effector - هسته های Associative - هسته لیمبیک. MRI با کنتراست، روش تشخیصی اصلی برای این تومورها است. توالی بازیابی وارونگی ضعیف شده با مایع (FLAIR) می تواند برای تومورهایی که با کنتراست تقویت نمی شوند مفید باشد. تصویربرداری (DTI) می تواند به ایجاد رابطه بین مسیر قشر نخاعی و تومورهای تالاموس، به ویژه نوع thalamopeduncular کمک کند. تومورهای اولیه تالاموس منشأ گلیالی دارند. شیمی‌درمانی. برخی از جراحان بسته به تشخیص، روش stereotactic needle biopsy و درمان کمکی (adjuvant) را دنبال می‌کنند (2). هیدروسفالی علامت دار اغلب به مداخله جراحی برای قرار دادن شانت ventriculoperitoneal یا جراحی debulking نیاز دارد تا بتواند دینامیک مایع مغزی نخاعی native (CSF)  را فعال کند. انتخاب روش مناسب به منشاء، الگوی رشد تومور در رابطه با ساختارهای طبیعی و پاتولوژی مشکوک بستگی دارد. سطح راحتی و تجربه جراح با رویکرد انتخابی نیز عامل مهمی است. روش‌های جراحی متعددی، از جمله روش‌های anterior interhemispheric transcallosal، transcortical transventricular، contralateral infratentorial supracerebellar، posterior interhemispheric parasplenial و transsylvian transinsular توصیف شده‌اند. آناتومی ورید و تغییرات آن در اطراف superior parietal lobule باید قبل از جراحی برای مسیرهای بین نیمکره ای مورد توجه قرار گیرد. 6 ناحیه تشریحی تالاموس : منطقه 1: تومورهای تالاموس قدامی تحتانی (رویکرد زیر پیشانی سوپراکاروتید اوربیتوزیگوماتیک) روش Transrostral/Subfrontal Translamina Terminalis Approach :این رویکرد محدود به تومورهای نسبتاً کوچک تالاموس قدامی تحتانی است. رزکسیون کلی تومورهای بزرگ معمولاً مشکل ساز است و بدون عقب نشینی غیرمجاز (undue retraction) در ساختارهای عصبی عروقی طبیعی اطراف امکان پذیر نیست. این رویکرد مناسب نیست و مسیر orbitozygomatic را که در بالا مورد بحث قرار گرفت، رویکرد بهتری است. منطقه 2: تومورهای تالاموس داخلی رویکرد( Anterior Interhemispheric Transcallosal ) :مرکز تومور در ناحیه تالاموس قدامی و میانی قرار دارد و به سطح pial دیواره بطن سوم می رسد روش Suprapineal Recess/Supracerebellar Transventricular: از معایب این روش می توان به آسیب پذیری habenula، رگ Galen و quadrigeminal plate اشاره کرد. منطقه 3: تومورهای تالاموس جانبی روش (Contralateral Anterior Interhemispheric Transcallosal Approach) نتیجه از رویکرد طرف مقابل (contralateral approach)، از طریق این اپروچ یک مسیر عرضی جانبی امکان پذیر (more feasible lateral cross-court trajectory) به سمت تالاموس جانبی به دست می آید. در هنگام برداشتن ضایعات تالاموس جانبی به دلیل مجاورت نزدیک کپسول داخلی باید احتیاط کرد.

23 اسفند 1402
2 دقیقه

معاینه عصب و اولنار

عصب اولنار امتداد طناب داخلی شبکه بازویی است. این یک عصب مختلط است که عصب را به ماهیچه های ساعد و دست می رساند و در نیمه داخلی انگشت چهارم و کل انگشت پنجم (جنبه اولنار کف دست) و قسمت اولنار قسمت خلفی آن احساس ایجاد می کند. دست (توزیع پوستی اولنار پشتی). گیر افتادن عصب اولنار دومین نوروپاتی گیرافتاده شایع در اندام فوقانی (بعد از گیر افتادن عصب مدین) است. شایع ترین محل گیر افتادن عصب اولنار در ناحیه آرنج یا نزدیک آن است، به خصوص در ناحیه تونل کوبیتال یا در شیار اپی کندیلار (اولنار). دومین مکان محتمل در مچ دست یا نزدیک آن است، همچنین می تواند در ساعد بین این دو ناحیه، زیر مچ (دست) یا بالای آرنج رخ دهد

0 لایک
0 نظر
دانلود

نویسندگان

خانه

دوره‌های آموزشی

مقالات

حساب کاربری